صدای بلند Dolce & Gabbana پوشاک شماره

صدای بلند: Dolce & Gabbana پوشاک شماره سیاست زندگی تصویر سبک زندگی مد و لباس

گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری شوخی تارانتینویی با سس مخصوص مصطفی کیایی

«بچه‌راننده» فیلمی غیرطبیعی هست، با نامی غیرطبیعی، قهرمانی غیرطبیعی، روایت سینمایی غیرطبیعی. ولی جمع اضداد و کنار هم قراردادن عنصرهای غیرطبیعی، به ساخت فیلمی کا

شوخی تارانتینویی با سس مخصوص مصطفی کیایی

شوخی تارانتینویی با سس مخصوص مصطفی کیایی

عبارات مهم : فرزند

«بچه راننده» فیلمی غیرطبیعی هست، با نامی غیرطبیعی، قهرمانی غیرطبیعی، روایت سینمایی غیرطبیعی. ولی جمع اضداد و کنار هم قراردادن عنصرهای غیرطبیعی، به ساخت فیلمی کاملا قهرمانی و فراطبیعی می انجامد.

نخستین مساله قابل اعتنا و تحلیلی فیلم راجع به قهرمان فیلم فرزند راننده هست. شخصیت فرزند راننده، مرزهای نوجوانی را جهت رسیدن به دوران جوانی پشت سر می گذارد و با دیدن این فیلم درخواهیم یافت حاکمیت جوانانه در هالیوود آخر پذیرفته و نوجوانان سمبل قهرمانی تازه در مجموعه تولیدات هالیوودی هستند. گویی هر چه سن و سال هالیوود اوج تر می رود، قهرمانانش کوچک تر و جوان تر می شوند و برعکس سینمای کشور عزیزمان ایران به اقتضای سن و سالش جهت جوانان که هیچ، فقط جهت بزرگسالان بالای 40 سال فیلم می سازد.

شوخی تارانتینویی با سس مخصوص مصطفی کیایی

فیلم فرزند راننده (ادگار رایت) در نوع نامگذاری شبیه فیلم راننده (والتر هیل) هست. شباهت نام دو فیلم باعث مقایسه می شود. دو فیلمی که از نظر مضمون شبیه یکدیگر هست، ولی قهرمان اولی رایان اونیل (ستاره فیلم داستان) جوان عصیانگری است که بزرگسالان را شیفته واکنش‌ها ضد قهرمانانه اش می کند. در متن فیلم راننده والتر هیل، جوانی خلافکار است که تجربه زندگی، هوشمندی و انرژی یک جوان قهرمان را باهم دارد. ولی در فیلم فرزند راننده (ادرگار رایت) تمام شاخصه های مطرح شده است به قهرمان نوجوانی تفویض شده است است.

فیلم فرزند راننده، روایتی راجع به نوجوانی (آنسل الگورت) طرفدار موسیقی است که او را فرزند (بِی بی) صدا می کنند. نوجوانک باهوش و با استعداد، رانندگی باند تبهکاران سارق را به عهده دارد،کاری که فرزند راننده آن را با دقت و تمرکز فراوانی انجام می دهد. فرزند راننده جهت زیاد کردن ضریب دقت و تمرکز، نقشه فرار خود را با گوش دادن به موسیقی و رانندگی دیوانه وار تنظیم می کند. در هر عملیات سرقت، بر اساس نقشه عملیاتی، موسیقی خاصی را گزینش می کند و نمایشی از یک رانندگی بی کم و کاست را به نمایش می گذارد. در واقع او ریتم موسیقی را با ریتم رانندگی و حتی زندگی اش تنظیم می کند.

«بچه‌راننده» فیلمی غیرطبیعی هست، با نامی غیرطبیعی، قهرمانی غیرطبیعی، روایت سینمایی غیرطبیعی. ولی جمع اضداد و کنار هم قراردادن عنصرهای غیرطبیعی، به ساخت فیلمی کا

در یک برخورد تصادفی، فرزند راننده در رستورانی که معمولا جهت خوردن شام به آنجا می رود با دبورا (لیلی جیمز) آشنا می شود و نوعی دلباختگی معصومانه را در آشنایی با او تجربه می کند. فرزند راننده، والدینش را در کودکی در یک سانحه رانندگی از دست داده است و با پدرخوانده سیه چرده ناشنوایش جوزف زندگی می کند. مدیر باند خلافکاران و سارقان را دکتر -که او را داک (کوین اسپیسی) صدا می کنند- به عهده دارد. فرزند راننده،یک بدهی بزرگ به داک دارد و سهم بدهی او بعد از هر عملیات کسر می شود و مبلغ کمی به او تعلق می گیرد. فرزند راننده،آخرین ماموریت خود را جهت داک انجام می دهد و جهت هر لحظه کار خلاف را کنار می گذارد. ولی بعد از مدتی داک سراغ فرزند می آید و او را تشویق می کند دوباره به حرفه ای که در آن مهارت خاصی دارد، برگردد و همکاری با گروه را دوباره از سر گیرد. این بار نشانه گروه داک، دزدی از دفتر پستی هست. اعضای گروه را بادی، سهامدار ورشکسته و نامزدش دارلینگ (ایزا گونزالس) و بِتس (جیمی فاکس) تشکیل می دهند. بتس در دزدی قبلی با فرزند راننده حسابی شاخ به شاخ شده است و دائما او را اذیت می کند.

فیلم در دزدی آخر یک پاساژ دراماتیک (تغییر مسیر روایی) عجیب دارد که بشدت به ریتم روایت صدمه بدی می زند. گروه داک دزدی های کوچک و جمع و جور را انجام می دهند و معمولا از سلاح های کوچک استفاده می کنند. در یک پاساژ داستانی، داک گروهش را جهت تهیه سلاح و تجهیزات پیشرفته، سراغ گروه بوچر می فرستد. بوچر با پلیس ها ارتباط دارد و این عنوان را بتس متوجه می شود و حین تبادل، اقدام به کشتن بوچر و گروه پلیس های خلافکار می کند. داک هنگامی که متوجه این عنوان می شود، عملیات دزدی از دفتر پست را لغو می کند و میان گروه درگیری عجیبی رخ می ‎دهد. در کشاکش رویدادهای عجیب و غریب گروه داک، فرزند راننده قصد دارد همراهانش را ترک کند و با نامزدش دبورا از شهر دور شود.

اگر بخواهیم مولف فیلم فرزند راننده، یعنی ادگار رایت را قضاوت کنیم، باید بگوییم که رایت کار مهمی در خلق اثر انجام نداده هست. وجه تالیفی رایت یک سطح نمایشی دارد و آن هم شاخصه خاص او در خلق لحظات کمدی واری است که گاهی لحن تارانتینویی به خود می گیرد و قهرمان فیلم بشدت تاثیر پذیرفته از فضای نوجوانانه هالیوود کنونی هست. علی رغم این تحلیل، منتقدان فرنگی براساس هیجان کاذب فیلم، اکشن گرته برداری شده است از فیلم هایی مثل مخمصه، استفاده از موسیقی نوستالژیک، ابرقهرمان نوجوان و واقعگرایی در نوع آخر بندی، تهییج شده است اند که فیلم را ستایش کنند. گویی فراموش کرده اند چندی قبل فیلم رانندگی از نیکولاس ویندینگ رفن با همین مضمون و البته با سبکی خاص در سینماهای سراسر دنیا نمایش داده شد. تمام هیاهوی حول فیلم، صرفا به علت فضای هیجانی است که از متن فیلم، فرامتن جامعه رسانه ای و نخبگانی را در بر گرفته هست. در واقع ادگار رایت یک مابه ازای ایرانی به نام مصطفی کیایی دارد؛ کارگردانی که براساس اسلوب مرسوم و رایج، فیلم سینمایی می سازد و آثارش پر هیاهو است و براساس هیاهو مخاطب را به سالن سینما می کشاند.

واژه های کلیدی: فرزند | راننده | قهرمان | موسیقی | رانندگی | قهرمانان | اخبار فرهنگی و هنری


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz